October 20
0
8" href="http://lnettby.squeezingcutefemalepows.com/feed//it/mailto:@het%20ssc" />
October 20
0
8
October 20
0
8گفتم: تو بانوی شبهای روشن منی
گفت: تو هم سنگ صبور شبهای تاریک منی
پ.ن. حال بانو الف خوب نیست. برایش نگرانم.
پ.ن. دوم. گرچه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود.
دختر همسایه امروز زنگ زد به من که هنوز سفرم تمام نشده بود. گفت: کی برمیگردی خونتون؟ پرسیدم: چرا؟ گفت: پیانو تمرین کنی. گفتم: مگه صداش پایین مییاد؟ گفت: آره، زود بیا دلم صدای پیانو میخواد. بعد فکر کردم با این شنوندگان جدی مگر میشود تمرین کرد؟ میترسی جایی را اشتباه کنی، آنوقت ریسمان آبی خیالش پاره شود. کسی حق ندارد ریسمان خیال بچهها یا حتا آدمبزرگها را پاره کند. این خیلی مهم است که به دنیای خیالی و رویاهای دوستانمان احترام بگذاریم.
آن روزها تو تازه به آرامش رسیده بودی. همه یادت میکردند و خاطرت را در آن کفن سرد و سفید آشفته. آن روزها نخواستم مزاحمت شوم. خواستم آرام بخوابی. هر کس و ناکسی برایت مرثیه نوشت و بر گردهات با دشنهای سرد آواز یادبود خواند. زخم زبانهایشان درد داشت میدانم. امروز بیش از شصت آفتاب از آن شب جمعه میگذرد و دیگر کسی یادت نمیکند. شاید رفتهاند دنبال کار و زندگی خودشان. سرت خلوت شده است، گذاشته بودم تا در چنین شب بارانی یادت کنم.
حرفهای تکراری را آنها گفتهاند، من اما خواستم بگویم دوستت داشتم و دارم. تو را و حمید هامون را. یادم نمیرود با آن تفنگ بزرگ و سرد از پنجرهی روبهرو مهشید را دزدکی نگاه میکردی و زیر لب میخواندی: دوستت دارم دوستت دارم و بعد شلیک به طاق پنجرهی روبهرو که مهشید ایستاده بود.
cDream Land |
October 20
0
8s y Female e Squeezing Female
dDream Land |
October 20
0
8z q q Cute Cute Cute Female